خرید بک لینک
می گوید کجایی می گویم سر کارتو و صبح جمعه و سر کار؟می گویم بنایی می کنم به عینک گردالی ات نمی آیدبه مدرکی که درِ کوزه گذاشتیبه تیشرت آبی نفتیِ سیرِ سگ پدرِ دوس داشتنی ات همگفتم به دست هایم چطور؟همانها

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 8:12

دو شب متوالی ست که بخوابم می آیی

این خیلی خوب است که

فکر ممتد بیداری هایم را به خوابم می کشانی

باور کن لحظه ای حتی از خاطرم نمی روی

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 8:12

دخترک فال فروش اصرار داشت

که اشعار کپی شده تکراری اش را

دانه ای 1000به من بفروشد

وقتی گفتم فال من سیاه است

چیزی برای خوردن خواست

وقتی دستش را جلو آورد

تا چیزی بر دارد

جای سوختگی سیگار سه بار تکرار شده بود

و دست دیگرش ...

وقتی می رفت به خنده ی پیروزمندانه ای گفت

فال ها را 50 تومن می خرم

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 8:12

به دلیل تلف کردن وقت

و هدر دادن ثانیه های برگشت ناپذیر جوانی

و به خطر انداختن غرور و مردانگی

این صفحه بسته شد

اینو یکی از رفقا سال 2016 بعد از دوسال اینستاداری

بالای پیجش نوشت و رفت ...

منم میخوام برم

این در لعنتی کجاست

بله تا حدود 80 روز اینستا نخواهم داشت

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 8:12

صد بار گفتم بهش

خودتو در معرض ديگران قرار نده

ولى خب

دوس ميداره ديگه

+ صدبار تو را گفتم كم خور دو سه پيمانه

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 8:12

عزیز دلمداشتم فکر می کردم که ای کاش کمی زود تر تو را می شناختمآنقدر زود تر که برای رساندن پیامم به تومجبور بشوم تا جلوی صندوق پست برومدوباره کلمات را مرور کنمجای گل سرخ را چک کنمبا نوک زبانم پاکت را م

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 8:12

همان گورستان همیشگی

و همه ی قبرهای خالی

که به من لبخند می زنند

یک روز می آیم

آری می آیم

با همه ی وجودم

تنهایی هایم

تمام رنج ها و البته دلتنگی ها

من هم

با لبخندی

خواهم آمد

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 8:12

وقتی با اون همه سیبیل

کامنت خصوصی میذارید

راهی نمی مونه دیگه

که یا متواری بشم

یا ...

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 8:12

من هیچ وقت به اندازهی کافی

برای خودم صحبت نکردهام،

و به اندازهی کافی به خودم گوش نکردهام

و به اندازه کافی به خودم جواب ندادهام

هیچکس دلش برای من نسوخت


#نام_ناپذیر

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 8:12

اگر میتوانستم همهی کارها را انجام میدادم

دلم میخواست آرزو میکردم، اگر میتوانستم

نه، نیازی به آرزو کردن نیست

این تمام خواهد شد :

گریههای سوزناک، زمزمههای نامفهوم و نالههای ممتد

من خواهم خندید

و این میتواند یک انتها باشد...


#نام_ناپذیر

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 8:12

صفحه بندی